پلنگان یكی از پرجمعیت ترین روستاهای حال و قدیم به شمار می رود كه در 15 كیلومتری كامیاران و در كنار رودخانهی سیروان قرار دارد.پلنگان را می توان برگ سوخته و فراموش شدهای از تاریخ مناطق كردنشین نامید كه به دلیل ظلم حكام و كم لطفی مورخین و نیز نبود تاریخ نگاری به شیوی علمی، مطلب مبسوط و متنوعی در مورد آن یافت نمیشود. اما كهنترین و معتبرترین اشاره در مورد پلنگان را میتوان در شرف نامه اثر امیر شرف خان بدلیسی (كه استاد ههژار هم آن را به كردی ترجمه كرده است) در سال 1005 نگاشته شده یافت كه پلنگان را جزء حكومت و تحت سیطره حكام كلهر معرفی می كند. و در مورد تاریخچه آن می نویسد:
?xml:namespace>
"اجزاء حكام كلهرمنحصرند به سه شعبه و نسب خود را بگودرزبن گیو رسانده و گیو در زمان سلاطین كیان، والی شهر بابل بود كه بكوفه اشتهار دارد. و از درهام نام، پسری بوجود آمد كه حسب الحكم بهمن كیانی لشكر به شام و بیت المقدس و مصر كشیده خرابی و قتل بسیار نمود . وچندان از قوم بنی اسرائیل به قتل آورد كه از خون ایشان آسیاب بگردش آمده موخیان بخت النصر از وی تعبیر كردهاند. آخر بخت النصر قدم به سلطنت نهاد از آن تاریخ حكومت آن دیار در دست اولاد ایشان است و عشریت ایشانرا گوران میخوانندی.
?xml:namespace>
این سه شعبه از این قرارند1- حكام پلنگان 2- درتنگ 3-امراء ماهیدشت (مایهشت) حكام پلنگان ازمشهورترین آنهاسه كس را میتوان نام برد 1- غیب ا.. بیگ 2- محمد بن غیب ا.. بیگ 3- امیر اسكندر غیب ا.. بیگ كه در زمان شاه اسماعیل (930-892) در پلنگان ،حكومت مینمود و نواحی دیودز ، نودز، دزمان، كواه كور، سور، كلانه، منشور، مراورید یمین را در تسخیر خود داشت بعد از غیب اله بیگ پسرش محمد بن غیب اله بیگ قائم مقام پدر میگردد. او مردی بود به فنون فضائل آراسته و به صفت عدل و انصاف پیراسته. آداب علما و فضلا را رعایت می كرد. و نیز در پلنگان مدرسهای و مسجد جامع ساخته".
?xml:namespace>
شاه طهماسب (984-930)دختر او را به نكاح خود در آورد. بعد از فوت محمد بن غیب اله بیگ، فرزندش امیر اسكندر حاكم پلنگان گردید و پس از 10 سال حكومت دارفانی را وداع گفته و بعد از مرگ ایشان سولار حسین تكلو كه به نیابت شاه اسماعیل حاكم دینور بود به سر قلعه پلنگان رفته و آنجا را تسخیر میكند و در زمان فوت شاه اسماعیل دوم دستگیر و به طور فجیعی آن را ضایع میكند و در این فرصت حكام شار زور قلعه پلنگان را تصرف میكند و این تصرف توسط تیمور خان اردلان فرزند سلطان علی سرخاب صورت میگیرد پس از مرگ تیمور خان برادرش هلو خان متصدی امور میگردد. با تصرف تیمور خان و شكست حكام كلهر، حكومت به دست طایفه اردلان افتاده و حدوداً در سال 977 هـ.ق تا 1005 كه شرفنامه نگاشته شده است حاكم بلاممانعت و منازعت پلنگان و دیگر قلاع (قلعههای دیگر) بوده است هلو خان آخرین حاكم اردلان در پلنگان میباشد در زمان شاه عباس شكست خورده و قلعه پلنگان و حسن آباد به تصرف حكومت مركزی در میآید و در سال 1046 هـ.ق به دستور شاه صفی قلعه پلنگان را به علت سختی مكان و صعبالعبور بودن آن خراب می نمایند . برای پلنگان فعلی كه در 1 كیلومتری یا 2 كیلومتری پلنگان قدیم كه آثاری از آن باقی نمانده است را میتوان تاریخی حدوداً 500 ساله ذكر كرد. دیوارة ساخته شده در كنار رودخانه حكایت از تاریخی 1000 ساله دارد و یا در انتهای همین رودخانه در محلی بهنام (زینانه) حجاری و سنگ نوشتهای وجود دارد كه حكایت از زمان دورتری دارد بطوری كه تا بحال نتوانستهاند متن آنرا ترجمه كنند.
?xml:namespace>
پلنگان فعلی كه درسال 1046ساخته شده و از آجرهای پلنگان قدیم در ساخت مسجد روستا استفاده شده است و سنگ نوشتهای كه در ساختمان این مسجد روستا به كار رفته بود، متاسفانه به سرقت رفته است و نیز آثار هلوخان از جمله پایه های بنای قلعه و مسیر عبور مردانی كه آجرهای آن را از محلی به نام »گوله وشتار« به داخل دره و محل ساخت قلعه می آوردند كه بنا به روایت مردمان این منطقه از طریق شتر آجرها به محل آورده شده ، كه به نظر اشتباه می آید، چون كردستان و اورمان فاقد شتر بوده است.
?xml:namespace>
تاریخی بنای پلنگان جدید را حدوداً 100 سال بعد از ویرانی آن تخمین زده اند كه توسط مردمانی غیر پلنگانی به مرور زمان تجدید بنا گردیده، به نظر می رسد آباد كنندگان پلنگان جدید ، مردمانی شیخ و روحانی مذهبی بوده اند و تا این اواخر احكامی نیز در این روستا داشتند و چشمه ها و محلههایی نیز بنام آنهاست همچون - باغ شیخ عمر - بیلو شیخ علائه دین.
?xml:namespace>
مسجد قدیمی كه در محل پلنگان قدیم واقع بوده به عبدا.. بن عمر منتسب می كنند و به مسجد عبدالهی مشهور است اما این قول بعید است چون در آن زمان كردستان هنوز اسلام نیاورده بود. و شاید نام سازنده آن با نام مذكور شباهت داشته باشد. از باورها و نقل قولهای مردم این منطقه در مورد نام پلنگان چنین بر میآید كه چون در پلنگان و كوههای اطراف آن پلنگ وجود داشته به این نام مشهورشده است و بعضی دیگر نیز میگویند چون مركز حكومت قدرتمندی در آنجا بوده لقب پلنگان را انتخاب كردهاند كه این نقل قول میتواند به واقعیت نزدیكتر باشد. سرهنگ الماس خان كندولهای شاعر بزرگ هم اصالتاً پلنگانی بوده كه بعد از ویرانی پلنگان قدیم دیگر برنگشته و در كندوله نزدیك شهر كامیاران سكنی گزید (كندوله روستای كردهای حوزه كرماشان میباشد).
?xml:namespace>
?xml:namespace>