| |
ناصر ايرانپور
يکی از زيباترين و شايستهترين پاسخهايی بوده که به "قلم به مزدانی" چون قانعیفرد داده شده است. قانعیفرد را چون تواب مادرزادی میبينم که از راه "هرزهنويسی" تلاش میکند تير خلاص را بر مردم کرد بزند. اما سرنوشت صدام و پژمان از آن اين عنصر سخيف است. بشنويد که دشمن نيز از همه "خودشيرينی" قانعیفرد حالش به هم خورده است و معذرت میخواهد. در آلمانی اصطلاحی داريم به نام "شرايبتيش تتر" و مقصود از آن مجرمان و جنايتپيشگانی است که پشت ميز جنايت میکنند. اين مردک حقير بسيجی از آن قماش است.
|
دکتر گلمراد مرادی
واقعا قلمم روان نیست چیزی درباره این جوان جویای نام و لحظه بین بنویسم و احتمالا هیچ تقصیرش را نگیرم که هم غیر مستقیم از ناسیونالیستهای رژیم حاکم در ایران حمایت می کند و هم با شاخه راست آمریکائیان و سلطنت طلبان لوس آنجلس نشین سر و کار دارد. این خصلت همه فرصت طلبان و زرنگان جامعه بوده و هست. مگر ما هوشمند راد و آن افرادی که در این چند سطر بالا نام برده شده در میان کردها نداشته ایم؟! متأسفم که این جوان حرمت قلم را رعایت نمی کند و به سفسطه پردازی ادامه می دهد، چیزی که حتا نویسندگان ضد کرد خود شرم دارند بنویسند از قلم یک کرد تراوش می کند. او همان چیزهائی را تاکنون تکرار کرده که از جانتای ایگتون و آرچی روزولت و لانگریگ و ادموندز و نویسندگان خدمتگذار شاه در باره کردها گفته اند. از زمانی که این جوان در مقابل شخصیتهای نامدار کرد چون زنده یادان قاضی محمد، جنرال بارزانی و دیگران مطالبی دروغ و تکراری از قلم دشمنان کرد، نگاشته است، هیچ لایق ندانستم علیه او چیزی بنویسم. اما امروز با خواندن این مطلب در روانیوز، دیگر جایز نمی بینم به سکوت ادامه دهم. من روزی به ایشان می گفتم فرزندم، اما امروز پشیمانم و حرفم را علنا پس می گیرم و هیچ آرزو نمی کنم چنین فرزند فرصت طلبی داشته باشم.
|
دکتر گلمراد مرادی
واقعا قلمم روان نیست چیزی درباره این جوان جویای نام و لحظه بین بنویسم و احتمالا هیچ تقصیرش را نگیرم که هم غیر مستقیم از ناسیونالیستهای رژیم حاکم در ایران حمایت می کند و هم با شاخه راست آمریکائیان و سلطنت طلبان لوس آنجلس نشین سر و کار دارد. این خصلت همه فرصت طلبان و زرنگان جامعه بوده و هست. مگر ما هوشمند راد و آن افرادی که در این چند سطر بالا نام برده شده در میان کردها نداشته ایم؟! متأسفم که این جوان حرمت قلم را رعایت نمی کند و به سفسطه پردازی ادامه می دهد، چیزی که حتا نویسندگان ضد کرد خود شرم دارند بنویسند از قلم یک کرد تراوش می کند. او همان چیزهائی را تاکنون تکرار کرده که از جانتای ایگتون و آرچی روزولت و لانگریگ و ادموندز و نویسندگان خدمتگذار شاه در باره کردها گفته اند. از زمانی که این جوان در مقابل شخصیتهای نامدار کرد چون زنده یادان قاضی محمد، جنرال بارزانی و دیگران مطالبی دروغ و تکراری از قلم دشمنان کرد، نگاشته است، هیچ لایق ندانستم علیه او چیزی بنویسم. اما امروز با خواندن این مطلب در روانیوز، دیگر جایز نمی بینم به سکوت ادامه دهم. من روزی به ایشان می گفتم فرزندم، اما امروز پشیمانم و حرفم را علنا پس می گیرم و هیچ آرزو نمی کنم چنین فرزند فرصت طلبی داشته باشم.
|
مختار
ما کردها اونقدر مظلوم و بدبختیم که از بیکسی خودمان باید کسانی مانند عرفان مزدور تاریخ نویس کردستان بشن و درباره تاریخ ما قلم بدست قضاوت کنند.آقایان تنها راه جلوگیری از رشد اینگونه افراد بایکوت آنهاست.خانواده عرفان پیشینه روشنی دارند تمام آنها در عراق وابسته به بعث بودند و در ایران قبل از انقلاب ساواک بودند و هم اکنون وابسته به نظام جمهوری اسلامی.در ضمن پدر و عموی ایشان به خاطر حفظ مقام و کسب ثروت در داخل گروه اسلامی مکتب قرآن انشعاب ایجاد کردند.
|
رحیم نقده
واضح است عرفان از کدام کیسه و از چه بابت می خورد..متاسفم برای عرفان که در این مسیر غلط گام برداشته و متاسفم برای دوستان کرد در کردستان عراق که بار دیگر آتش نفاق را برافروخته میکنند و با حمایت مالی از عرفان به او امکان چاپ هر مطلب غلطی را میدهند.
|