کارشناس ارشد علوم سیاسی
ثبت نوروز به عنوان ميراث فرهنگی بينالمللی توسط سازمان يونسكو حاكي از قدمت واحترام اين رسم كهن ميان ايرانيان وملتهای همجواراست.گرچه در مورد منشا نوروز استنباطهای گوناگون وجود دارد اما اسناد معتبر در مورد دلايل وچگونگی ايجاد آن در دسترس نيست. فقط در اوستا كه از كهنترين متون دوران باستان است اشاراتی به نوروز شده كه درگاتاها وجود دارد ودر ونديداد ( فردگرد دوم) به زندگی جمشيد جم ( يمه) پادشاه پيشدادی اشاره شده كه نوروز را مبنای سال نو قرار داد.حتی در روايتی ديگر كياخسرو در اين روز به سلطنت رسيد. تعدادی از آثار نيز مراسم نوروز را به 3 هزار سال پيش منتسب می دانند وبا توجه به نوشته ريگ ودا كه از متون هندی است حتی آن را به دوران مهاجرت آرياييها می رسانند ومشابه آن مراسم را ميان ملل همسايه مخصوصا بابليها بررسی نمودهاند كه از آنجمله بيرون رفتن مردم در روز سيزدهم بهار را به بيرون رفتن بابليهای دوران باستان در جشن بهاره بيارتباط ندانسته اند اما با اين تفاوت كه روز سيزده برای اولين بار توسط بابليها به عنوان نحس معروف شد اما ميان ايرانيان باستان كه آيين زردشتی داشتند هيچ روزی شوم نبود بلكه حتی به روزها قداست میدادند وبرای تمام ماهها وحتی روزها اسامی خاصی در نظر گرفته بودند، هرچند خيلي از تاريخدانان درمورد مذهبي بودن آيين نوروز ترديد دارند اما با توجه به تاثير كيش مزديسنايي برايرانيان باستان نمیتوان نوروز را تنها يك آيين فرهنگی وتاريخی صرف قلمدادكرد بلكه با فرهنگ مذهبي تلفيق شده بودند.
در تعاليم زرتشت دونيرو در گيتي با هم در نبردند يكي نيروي اشه يا ارته حق وراستي وديگري نيروي دروج يا دروغ وباطل. " از ديدگاه سياسی ، اشه هميشه درجانب جوامع صلح طلب وآرام وسرگرم به كارهای سودمند شبانی وكشاورزی ودروج همواره پشتيبان قبايل دشت نورد وغارتگر است .دراين نبرد پيروزي نهايي با اشه است. حق وراستي در سپنتامينو يعنی (روح مقدس ) وباطل وناراستي در انگره مينو(روح شرير وبدكار) مجسم می شود .روح نيكوكار نماينده اهورامزدا وروح بدكار نماينده اهريمن است.اهورامزدا آفريننده همه هستيهای مينوی (معنوی) ومادی است .برگرد اوشش عنصر وجود دارند كه صفات او وضمنا فرشتگان پاسدار عناصر اصلي گيتي به شمار مي روند. نخست اشه كه مظهر حق وراستي است وفرشته نگهبان آتش است. دوم بهمن ( وهومن) يعني انديشه خوب كه فرشته نگهبان آتش است.سوم شهريور(خشيژه) يعنی ملوكت يزدانی كه فرشته نگهبان فلزات است.چهارم اسفند (اسپندارمد) يعنی پرهيزگارِی كه فرشته نگهبان زمين است. پنجم خرداد (هروتات) كه فرشته نگهبان گياه
است.بدينسان اركان زندگی روستايي وشباني يعني زمين وآب وگياه ورمه وهمچنين جامعه سياسي وحكومت كه وسايل نگهداشت آنها از گزند آوارگان دشت نورد است. در دستگاه دينی زرتشت پيش بينی شده است." ( عنايت، 77،1377) .
نوروز نيز نشانگر عصر كشاورزی بوده كه فصول كاشت وبرداشت محصول وتغيير آب وهوا ، نياز به تخمين زمان وتقويم داشته واعتدال بهاری مناسب ترين زمان برای آغاز سال نو بوده وحتی پيروزی روشنايي ونوزايش بر سرما وتاريكی به نوعي نمادين به پيروزي اهوره مزدا بر اهريمن شبيه شده بود كه با انديشه مزديسنايي هماهنگي داشت. البته جشن های متعددی در ايران باستان برگزار می شدند كه اعتدال پاييزی (مهرگان)،باج گيران وتيرگان از آنجمله بودند ، اما بيشتر اين آيينها به دلايل متعدد از ميان رفته اند ونوروز با تغييراتی برجاماندهاست.اين رسم درگذشته از فروردين شروع نمیشد بلكه 10 روز قبل از نوروز تا 18 فروردين ادامه داشت وبرای هرروز مراسمی بود وجشن (يسن) سوری در واقع از ده روز آخر زمستان شروع ميشد وطی اين مدت از خاموش شدن چراغ مخصوصا درشبها پرهيزمی شدتا ارواح مردگان(فراوهش) در تاريكي باقي نمانند.بعدها آخرين چهارشنبه سال رابه عنوان چهارشنبه سوری در نظرگرفتند كه درواقع آتش بازی نشان از پاك كردن انسان از آلودگی توسط آتش به عنوان يكی از چهارعنصر اربعه بود.
مراسم نوروزدر مناطق مختلف ايران وملل همسايه به شيوه های گوناگون ومتنوع برگزار شده بوده كه بيشترين آن درنواحی كردنشين كه خود را هميشه به عنوان بانيان اصلی نوروز شناختهاند تداوم داشته كه بغير از مراسم آتش بازی ، پاك كردن منزل، وسيزده بدر، مراسم ميرنوروزی از معروفترين آنها بودهاست. پيوند فرهنگ وسياست دراين رسم جالب وغيرمعمول نشان داده شده است. درحاليكه نظام های استبدادی در نواحی گوناگون ايران مانع از هرگونه انتقاد اجتماعی وسياسی عليه دولت میشدند ، خرد انسان درقالب يك رسم زيبا وطنزآلود تمام معادلات مرسوم قدرت را به بوته نقد میكشيد ودر مراسم ميرنوروزی جای حكام ومردم به مدت 5 روز تغيير پيدا میكرد وشخصی جسور با عنوان ميرداوطلب میشد وجاي سلطان را ميگرفت ودرتمام 5 روز از خنده خودداري ميكرد . مساله مهم در اين مراسم قدرتي بودكه مير طي اين 5 روز داشت وفرامين وي به مثابه دستور حاكم اجرا می شد و فرصتی برای مردم ناراضی وعمدتا مظلومی بودكه در مقابل قدرت مطلق فرمانروايان ناعادل محلي ومركزي مقاومتی مسالمتآميز وحتی طنزآلود داشته باشند واحتمالا تسويه حسابهایی نيز با مراكز قدرت داشتند .
بيشتر اين مراسم در نواحی حاشيه ايران ومخصوصا كردستان وخراسان اجرا میشد . اما به مرور زمان وبه دلايل كاملا سياسی از اجرای اين مراسم در مناطق مختلف جلوگيري شد وجالب اينكه بسياری از كسانی كه به عنوان ميرنوروزی انتخاب شدند ، بعدها به عناوين مختلف توسط حكام از ميان رفتند وترس حكومتها از حركت های ملی وضد استبدادی مانع از تداوم اين رسم كهن وانتقادی شد.آخرين اجراهای اين رسم طی چند سال قبل در تعداد معدودی از روستاهای مهاباد برگزارشد اما در حال حاضر اين آيين به علل سياسی وحتی عدم آگاهی نسل جوان از وجود آن منسوخ شده است. اما در شرايطی كه هرچيزی درايران سياسی شده وحتی نوروز باستانی نيز تحتتاثير رفتاردولتمردان ومردم ناراضی قرارگرفته نمی توان بدون توجه به آيينهايي مثل ميرنوروزی ، اين جشن را پاس داشت ولازم است كه در مناطق مختلف ومخصوصا كردستان ميرنوروزی ـ حتی در صورت محدوديت به صورت نمادين ــ زنده شود تا حاكمان بدانند 5 روز هم برای خودش اعتباری دارد كه می تواند پايه های استبدادرا به لرزه در آورد.